نزدیک میشم

نزدیک میشوم وقتی حواست نیست

آلنقدرکه مرزی جزلباست نیست...

/ 6 نظر / 9 بازدید
سهیلا

حالا که دست هایت چتر نمی شوند حالا که نگاهت ستاره نمی بارد حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم تا آوار تنهایی بر سرت نریزد و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود...

سهیلا

همه میگویند چشمانش رنگارنگ است اما من میگویم چشمانش عسلیست نه برای رنگش برای اینکه شیرین ترین لحظاتم در چشمان او خاطره شده اند . . .[گل]

shahrzad

♥ ويرگولي هم جا نمانده اما باز ميخوانم لابلاي دفترم هر بار بتو كه ميرسم سبابه را خيس نميكنم ورق نميزنم ورق نميزنم [دست]

mehdi7star

مـُפـــبتِـــ زیآבے هــَمیشـﮧ آבم هـــآ رآ פֿـــرآبـــ مـے کـُنـــב گآهـے آבم هآ مـے رَونـــב نـﮧ بـرآے ایـטּ ڪـﮧ בلیلـے بـرآے مآنـבטּ نـבآرنـב לּـــﮧ... بلڪـﮧ آنقــــבر ڪوچـَڪنـב ڪـﮧפـــجم بآلــــآے مـُפـــبت تو رآ نــــבآرنـב او ڪـﮧ رفتــــלּـے است بگذآر بــــــرَوב...! ++בلَمـ تآبـ میخوآهـَב وَ یڪ هُل مُحڪَمـ تـآ هـُـرے بریــزَב پـآییـن !!! هـَر چـہ رآ בر خوُבش تَلَنبــآر ڪَرבه

misi

من و تو از تبار بی کسانیم / در این غوغا چه کس را کس بدانیم merci k omadi